تبلیغات اینترنتیclose
سخنرانی هادي خوانساري
پیچک ( هادی خوانساری )
شعر و ادب پارسی

هادی خوانساری

صبحي کنار ساحل دريا شروع شد
صبحي به رنگِ آبيِ روشن، پر از اميد



 

روزنامه آرمان شنبه 5 آذرماه1390-شماره1776 صفحه 9
متن سخن‌راني هادي خوانساري در مجمع شعر آمريکاي لاتين 21 مارس 2011 uneac با حضور چهره هايي چون سزار لوپز ،پابلو ارماندو فرناندز،ايتانا البرتي،ميگل بارنت،الکس پائوسيديس و برخي ديگر(بخشهايي حذف شده و ممنون از معرفي روزنامه)
عنوان:جشنواره جهاني لبخند شعر؛ ذاتا ضدجنگ است
هادي خوانساري شاعر، تئوريسن غزل پيشرو و فعال بين‌المللي صلح است که از اوايل دهه‌ي هفتاد، فعاليت ادبي خود را آغاز کرد و در اواخر دهه‌ي هفتاد مانيفست غزل پيشرو که امروز برخي نام‌هاي ديگري بر او گذاشته‌اند را ارايه کرد و در کتاب «چه‌ريک‌هاي جوان» خود به چاپ رساند. چهره‌هايي چون خانم سيمين بهبهاني، شمس لنگرودي، دکتر بهزاد خواجات، دکتر سيدعلي ميرباذل، دکتر کيومرث منشي‌زاده و بسياري نام‌هاي ديگر، حامي هميشگي شيوه‌ي تازه و همه‌گير او در غزل بوده‌اند. هادي خوانساري در عرصه‌ي بين‌الملل هم از دهه‌ي هشتاد فعاليت خود را آغاز کرد و خيلي زود به موفقيت‌هايي دست يافت. شرکت در فستيوال‌ جهاني انجمن‌هاي صلح و دوستي دمشق، جشنواره‌ي جهاني جوانان و آزادي ونزوئلا، جشنواره جهاني شاعران هاوانا و... نمايندگي آسيا در هيات‌موسس کميسيون جهاني شاعران صلح، سردبيري مجله‌ي پيوند ملل، رياست انجمن دوستي ايران و کوبا و طراحي و معرفي پرچم جهاني شاعران صلح که به امضاي بيش از هشتاد شاعر مطرح جهان از پنج قاره رسيده است، از فعاليت‌هاي ديگر اوست. ديپلم افتخار صلح و دوستي ملل سازمان بين‌المللي ايکاپ در سال 2011 به او اهدا شد. او سخن‌ران روز جهاني شعر در مجمع شاعران امريکاي لاتين هم بوده که سخن‌راني او از نظر محترم‌تان مي‌گذرد. هم‌چنين مجموعه‌هاي «گزيده ادبيات معاصر»(145)، «کلاوياي شکسته»، «چه‌ريک‌هاي جوان»، «دوست من چه‌گوارا»، «تظاهرات تک‌نفره» و «قاچاق عطر تو» منتشر شده. نگاه او تلفيقي از عشق و اعتراض است و آخرين اثر او «قاچاق عطر تو» (پنجاه‌وپنج شعر عاشقانه و ضدجنگ) شعرهاي سپيد اوست که با مقدمه‌ي دکتر کيومرث منشي‌زاده به چاپ رسيده است و نسخه اسپانيايي آن هم دردست چاپ است. آن چه پيش روي شماست؛ متن سخن‌راني شعر ضدجنگ خوانساري باعنوان «جشنواره‌ي جهاني لبخند» در مجمع شعر آمريکاي لاتين است. من از سرزمين تمدن‌هاي کهن، من از سرزمين فرهيختگان و بزرگان، من از سرزمين دلاوران و سلحشوران، من از سرزمين شاعران و عالمان، من از سرزمين شهيدان، من از ايران مي‌آيم. امروز در سرزمين من ايران و تاجيکستان و افغانستان عيد نوروز، سال نو مي‌شود که مبناي تاريخ شروع بهار است و سازمان ملل (يونسکو) آن را به عنوان بهترين مبناي تغيير سال انتخاب کرده است. اولين قانون مدون حقوق بشر بيش از دوهزاروپانصد سال پيش توسط پادشاه هخامنشي (ايران) که بر بخش زيادي از جهان حکومت مي‌کرد نوشته شد که اولين قانون دموکراسي و برابري حقوق انسان‌ها بود و چند ماهي است که اين سنگ لوح از موزه‌ي‌ ملي انگلستان براي نمايش به قرض گرفته شده است. چندي از بزرگ‌ترين شاعران تاريخ جهان ازجمله فردوسي با شاهکار بزرگش (شاهنامه) و خيام که ترجمه‌ي فيتزجرالد او را به جهان معرفي کرد و سعدي که شعرش بني‌آدم اعضاي يک‌ديگرند بر سردر سازمان‌ملل است و حافظ که محبوب همگان است، ايراني هستند. مثلا همين خيام از منجمان و رياضي‌دانان به‌نام هم بوده است يا کتاب قانون ابن‌سينا در دانشگاه‌هاي پزشکي غرب و جهان به عنوان کتاب مرجع قديم تدريس مي‌شود يا رازي کاشف الکل بوده است. اما مولانا که معروف به رومي است و در قونيه‌ي ترکيه به خاک سپرده شده، ايراني است و شعرهايش به زبان پارسي است و امروزه در جهان بعد از هفت‌صد سال مطرح شده و مدونا شعرهاي او را خوانده و کتابش چند سال پيش، پرفروش‌ترين کتاب شعر آمريکا شد. نمي‌خواهم صحبت‌هايم را با معرفي شعر ضدجنگ يا تاريخچه‌اش شروع کنم و آيتم‌هاي مختلف و شرايطش را به لحاظ جغرافياي سياسي و غير بررسي کنم بلکه مي‌خواهم سخن‌راني آزادي در متن داشته باشم و آزادانه از جايي به جاي ديگر بروم که درنهايت در يک همگرايي فرمي از اين ارجاعات به دست خواهد آمد. که رسالت شاعر در صف ايستادن نيست، رسالت شاعر به هم زدن صف است. مي‌خواهم بگويم همان‌طوري که در هيچ کجاي تاريخ و جهان، آزادي و برابري کامل رعايت نشده است، شاعران به قاچاق عطر زيبايي تفکر و آزادي دست مي‌زنند، گاه پنهان و گاه آشکار که شهداي بسياري را نيز تقديم کرده‌اند از خوزه مارتي، فدريکو گارسيا لورکا تا خسرو گلسرخي. شاعران بيان‌گر چيزهايي هستند که مردم عادي شبهي از آن را در ذهن دارند. شعر از لايه‌هاي زيرين روح پيچيده‌ي انسان شروع مي‌شود و در انقلاب‌هاي بزرگ در تاريخ نقش مهمي را ايفا مي‌کند. شعر کشف و نشان دادن تفاوت‌ها، زشتي‌ها و پليدي‌ها در بين زيبايي و زيبايي در بين پليدي‌ها است. همان‌گونه که از آغاز جهان هميشه دو جبهه‌ي حق و باطل و زشت و زيبا و بد و خوب حضور داشته‌اند؛ زيبايي تنها در عرصه‌ي تفاوت‌ها است که نمايان مي‌شود. شعر کشف و ارايه‌ي تناسبات دور از نظر يا بيش از حد جلوي چشم است. همان‌گونه که تمام اجزاي جهان در يک ‌يکي شدن و هم‌گرايي و وحدت به سر مي‌برند و همه ‌چيز جهان به نوعي با هم مرتبط است‌ شاعران هم مي‌توانند به سمت هم‌گرايي بيش‌تري پيش بروند و يک ليگ حرفه‌اي تشکيل بدهند. در هر کشور نمايندگاني داشته باشند و در عرصه‌ي تبليغات رسميت بيش‌تري به اين حرکت ببخشند تا تاثيرگذاري خود را ببينند که مي‌تواند روزي از بسياري از سياست‌مداران تاثيرگذارتر باشد تنها به نفع زيبايي و انسانيت و شعر و شرافت، کاري که تاحدي سينما با تاريخچه‌ي کوتاه صد ساله‌اش دربرابر چند هزار سال تاريخچه‌ي شعر انجام داده است. البته قبول دارم که تاثير صدا و تصوير و رسانه بسيار است. بله مي‌شود که نارنجک‌ها را نصف کرد و برعکس بر هم گذاشت و تبديل به گلدان کرد و خمپاره‌ها را تکه کرد و با آن‌ها زمين را شخم زد و به سمتي رفت که مردم جهان براي ديدن تانک‌ها و مسلسل‌ها تنها به موزه‌ها بروند بايد به سمتي رفت که اصلا به جاي برگزاري جشنواره‌ي عکس‌هاي جنگ جهاني دوم و يا ناپديد شده‌هاي پينوشه در شيلي و يا سالگرد بمباران اتمي در هيروشيما مي‌خواهم بنيان‌گذار جشنواره‌ي جهاني لبخند باشم. اما شجاعت که خصيصه‌ي شاعران است از ضروريات شعر است که مي‌گويم: لال مادرزادي بودم با تو آوازه‌خوان جهانم اي آزادي يعني که شاعران از خواص هستند و در بسياري موارد اين خواص هستند که راه را براي عوام مشخص مي‌کنند و مثلا جامعه‌ي فرهنگي را به حرکت درمي‌آورند و ازطريق تريبون خود که همان اثرشان است اعتراض مي‌کنند و در جاهايي از پيش‌مرگان جامعه محسوب مي‌شوند و مي‌توانند در زمان بسيار کوتاهي بر مسايل به وجود آمده از قبيل جنگ، نسل‌کشي و غيره موضع‌گيري کنند و بيانيه و اثر صادر کنند. مي‌دانيد که اسلحه‌ي فرهنگي تاثيرگذاري بسياري دارد و حتما که قرن پيش رو قرن NGOها و تاثيرگذاري‌هاي هنر، زبان‌ها و فرهنگ‌ها است اما از جهتي به قول نزار قباني شاعر سوري شاعري که شعر ضعيف و کم‌مايه بگويد و سطح استاندارد تفکر و انتظار را پايين بياورد از کسي که به سمت مردم اسلحه مي‌کشد خطرناک‌تر است چرا که او با حمايت کامل پليس اين کار را انجام مي‌دهد. عطر زيبايي را نمي‌توان در قفس نگه داشت، عطر آزادي را نمي‌توان در قفس نگه داشت در هيچ کجاي جهان به شما قول مي‌دهم هرچند ابزار ما تنها کلمه است نه اسلحه، نه تور ماهي‌گيري، نه تراکتور و... اما درواقع شعر و هنر در ذات خود ضدجنگ است. اصلا مگر شاعر طرفدار جنگ يا جنگ‌سالار هم داريم و اين مبحث در دو بحث جنگ يا مبارزه قابل تفکيک است که مبارزه به نوعي رسالت اصلي انسان است و ازسوي ديگر همگرايي، يعني که پارادوکسي هميشه حکم‌فرماست. حالا شما وقتي به خانه برگشتيد، جنگ را از ديکشنري‌هايتان پاک کنيد! که رسيدن به هدف براي شاعر و انسان در بهترين حالت‌ها نسبي است و ما به مدينه‌ي فاضله نخواهيم رسيد اما مي‌توانيم به سمتش حرکت کنيم. قرن بيست‌ويک، قرن تشکل‌هاي غيردولتي و NGOهاست که سازمان‌هاي مردمي يا غيردولتي پا به عرصه‌ي فعاليت‌هاي بشردوستانه‌ي حمايت از محيط‌زيست، کودکان، مبارزه با تبعيض نژادي، پاک‌سازي ميادين مين، حقوق مدني، حقوق بشر و غيره گذاشته‌اند و البته در بسياري از موارد چون با چهارچوب‌ها و ملاحظات دولتي و سياسي روبه‌رو نيستند کار را آن‌چنان که بايد و شايد انجام مي‌دهند حکايت ديوانه‌اي که به آب مي‌زند و مي‌گذرد و عاقلاني که از ترس خيس شدن هم‌چنان برجاي خود ايستاده‌اند و اما در اين ميان شعر بسيار مي‌تواند تاثيرگذار باشد همان‌طور که سخن‌راني «رويايي در سر دارم» مارتين لوترکينگ چون شعري تاثيرگذار و تاريخي عمل کرد بايد بستري بهتر فراهم آيد تا پتانسيل بزرگ و عظيم شعر به فعل درآيد. بمب شعر منفجر شود و تاثير واقعي خود را برجا بگذارد و خنثي کننده‌ي بمب‌هاي هيدروژني باشد و ماشه‌اي تمام اسلحه‌ها را از کار بياندازد. آري انگشت‌هاي نشانه‌ام را قطع مي‌کنم/ جنگ را دوست ندارم و البته هيچ کدام از ما شاعران و هيچ کدام از مردم جهان مگر تعدادي از جنگ‌سالاران و صاحبان قدرت و تجارت و مافياي اسلحه و نفت که به گسترش جنگ، تبعيض و ظلم اقبال نشان مي‌دهند. همان‌طور که لئوناردو کوهن شاعر و موسيقي‌دان يهودي برضد صهيونيست شعر مي‌گويد و اجرا مي‌کند و صدها ميليون نفر در سرتاسر جهان آثار او را مي‌شنوند بايد شاعران تاثيرگذاري خود را جدي‌تر بگيرند و از رفتن به حاشيه‌ي هنر خود و آثار خود در اين ميانه‌ي رسانه‌هاي گوناگون هراس داشته باشند. در اين‌جا مي‌خواهم مثالي بزنم که پنج سالي است رينولد جوان انگليسي گروهي را در لندن راه‌اندازي کرده با عنوان چه‌ريک‌هاي باغبان که شبانه به مکان‌هاي بلااستفاده يا خراب شهر مي‌روند و گل‌ها و گياهان از پيش آماده شده را مي‌کارند و اين حرکت گسترش پيدا کرده و به خيلي از جاهاي جهان رسيده. مي‌خواهم به شما بگويم که گاهي يک تظاهرات تک‌نفره مي‌تواند دنيا را زيباتر کند کاري که همين چند روز پيش محمد البوعزيزي با آتش زدن خود در تونس انجام داد و بنيان‌گذار انقلاب و جنبشي زيبا در تونس، مصر و حرکت و اعتراض در برخي کشورهاي ديگر شد. اين مثال را زدم تا بگويم مي‌شود کاري کرد. جهان براساس کلمه بنياد نهاده شد و براساس کلمه هدايت مي‌شود پس شاعران که سلاطين و فرمان‌رواي کلمات‌اند مي‌توانند که تاثير به‌سزايي در جهان داشته باشند. اگر درست نگاه کنيم درواقع بخش اصلي موسيقي (ترانه)، تئاتر، تلويزيون يا سينما را کلام تشکيل مي‌دهد و بار معنايي اصلي را به دوش مي‌کشد همان‌طور که سينما يا تئاتر شاعرانه داريم و نگاه شاعرانه در هنر حتي در سياست که کلام و قواعد سخن‌وري و تکنيک‌هاي گوناگونش جايگاه ويژه‌اي دارد. شعر از منظري شايد نتواند ويترين تصويري را چون عکس يا فيلم پوشش دهد اما معجزه‌اي در او نهفته است که بر ويترين ذهن و تفکر و بيش‌تر اگر جلو برويم بر سطح فرهنگ، احساس، عاطفه، تعقل، غرور و شرف نقش مي‌بندد و اين معجزه را داراست که فرهنگ‌سازي کند و در زيرساخت‌هاي ذهن مردم نفوذ کرده و پيش‌روي کند، همان‌گونه که در هر هنري يا موضوعي جايي براي خود بازمي‌کند. پس با اين همه توان، مي‌شود هم‌چون فوتبال که جام‌جهاني دارد، ليگ‌هاي حرفه‌اي و طرفداران ميلياردي دارد، ليگ‌هاي حرفه‌اي براي شاعران تشکيل داد و جام‌جهاني شاعران را برنامه‌ريزي کرد و بنيان گذاشت تا جهان زيباتر شود، همان‌طور که حرکت ارزش‌مندي در معدود کشورهايي انجام شده و شبکه‌هاي تلويزيوني مخصوص شعر راه‌اندازي شده. همان‌طور که از امکانات امروزي هم‌چون اينترنت استفاده مي‌کنيم بايد بيش‌تر از امکانات اجراي صوتي و تصويري بهره ببريم و تعداد مخاطبان را به بسيار تبديل کنيم