تبلیغات اینترنتیclose
کلام پاک به سمت خدا مي‌وزد( هادی خوانساری )
پیچک ( هادی خوانساری )
شعر و ادب پارسی

هادی خوانساری

صبحي کنار ساحل دريا شروع شد
صبحي به رنگِ آبيِ روشن، پر از اميد



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


 

کافه‌ي کلمات کولي

*

کلام پاک به سمت خدا مي‌وزد
و من به سمت تو
اي بهترين کلمه
کاري جز اين ندارم
که کلمات را دست در دست هم
پاي آتش شعر برقصانم
کاري جز اين بلد نيستم
کلمات زنان زيبايي‌اند
با گوشواره‌هايي بلند از عاج و صدف
و خلخال‌هايي از مرواريد
من تنها کلمات تنها را از خلوت
و کلمات خيابان‌گرد را از سر چهارراه‌ها
که اسفند دود مي‌کنند
و کلمات بي‌سرپناه را که کارتن خوابند
پيدا مي‌کنم و برايشان
خانواده تشکيل مي‌دهم
و سرپناهي تدارک مي‌بينم
کاري جز اين بلد نيستم
دستشان را مي‌گيرم و در کنار هم
يک‌جانشين مي‌کنم
کلمات کولي را که ساز مي‌زنند
سامان مي‌دهم و براي همه
مجالس رقص برپا مي‌کنم
کلام پاک به سمت خدا مي‌‌وزد
و من کاري جز اين ندارم
من چريک کلماتم و تنها
کلمات وحشي را افسار مي‌زنم
اهلي مي‌کنم
و رقص اسب‌هاي دِرِساژ را
شعر مي‌کنم
کاري جز اين ندارم
من صاحب کافه‌ي بزرگ
شبانه‌ي کلماتم
که زيبايان اشرافي مي‌رقصند
من صاحب بنگاه دوستي کلمات
من عاقد کلمات بي‌کسم
من خط مستقيم تماس عاشقان هستم
کاري جز اين بلد نيستم
که کلمات پير و جوان را آشتي دهم
وقتي که عکس پيري و جواني هر دو را
روبه‌رويشان مي‌گذرام
کاري جز اين بلد نيستم
که تمام سرزمين‌ها و اقوام‌ را
در يک شعر جمع کنم
و کارون را به خزر بريزم
کاري جز اين بلد نيستم
و ابزاري جز کلمه ندارم
نه اسلحه
نه تراکتور
نه تور ماهي‌گيري
تنبل‌ترين آدم روي زمين نيستم
دردمندترين آدم روي زمينم
کاري جز اين بلد نيستم

 

 

هادي خوانساري

از مجموعه قاچاق عطر تو:

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی خوانساری -1, | بازديد : 219