تبلیغات اینترنتیclose
در پراگ هر پرنده‌اي پرنده است هر ستاره اي ( هادی خوانساری )
پیچک ( هادی خوانساری )
شعر و ادب پارسی

هادی خوانساری

صبحي کنار ساحل دريا شروع شد
صبحي به رنگِ آبيِ روشن، پر از اميد



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

پرتقال‌هاي خوني

*

در پراگ هر پرنده‌اي پرنده است هر ستاره اي ستاره يا
در سويل هر زني زن است ،عطر سيب عطر سيب گل گل است يا

در ونيز آب آب مارکوپولو هميشه مارکوپولو و در
قاهره هرم هميشه يک هرم و رود نيل باز رود نيل با

اين‌که در کلمبيا هميشه مافياي مرگ در مسير مردم است
در پرو هواي گرم مردم فقير و ساقه‌هاي نيشکر که تا

زير خط فقر کوليانشان چه عاشقانه ساز مي‌زنند تا
زير خط فقر دخترانشان چه عاشقانه رقص مي‌کنند و ما

در بهار بندر موناکو کافه مي‌رويم ،قهوه مي‌خوريم و هي
عشق مي‌کنيم، قرن هجدهم و ناوگان پنج پرتقال با

توپ‌هاي خود پياده مي‌شوند در جنوب و زندگي که زندگي ا‌ست
را که ماهي است و نخل را به خون و خاک مي‌کشند از آن به بعد را

ميوه درخت‌هاي سرزمين من هميشه پرتقال خوني است
سرزمين من کجاست که در آن نه زن زن است نه پرنده‌هارها

سرزمين من کجاي مرزهاي اين جهان کجاي خط و نقشه است
کاشف جهان منم، کريستف کلمب ديگري که شاعر است و با

کشف هر بهاو هر زنانگي تازه‌اي به قاره‌هاي اين جهان
قاره‌هاي ديگري اضافه مي‌کند کجاست سرزمين من کجا

پس شناسنامه‌ام کجاست اين حواس من کي‌ام‌؟ کجايي‌ام‌؟ که اين
اين مني که ريشه‌ام به صد هزاره‌هاي پيش مي‌رسد به کوه‌ها

صخره‌ها، ستاره‌ها به روز خلقت زمين و يا که پيش از آن به روز
هاي خلقت جهان و در پراگ هر پرنده‌اي پرنده است

 

 

هادي خوانساري

1380

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی خوانساری -2, | بازديد : 333