تبلیغات اینترنتیclose
در دست من نارنجکي آرام خوابيده( هادی خوانساری )
پیچک ( هادی خوانساری )
شعر و ادب پارسی

هادی خوانساری

صبحي کنار ساحل دريا شروع شد
صبحي به رنگِ آبيِ روشن، پر از اميد



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


غزلي پيشرو

(گلدان نارنجک)

*

در دست من نارنجکي آرام خوابيده
در فکر آتش بازي است انگار که چيده

ام شاخه از نارنج و نارنجک نه! در جيب
من باد، طوفان، سيل، باران، برف باريده

بر سقف دالان‌هاي ذهنم مردها مرد
ها پاي مي‌کوبند يعني مرگ ترسيده

از عشق يا نارنجک من از وسط نصف
بر عکس بر هم مثل گلدان آب پاشيده

نارنجکم را چون درخت نخل ميثم که‌...
ضامن بکش خون در رگانم سخت ماسيده

ضامن بکش تو گاوخوني را که کارون به
طغيان در آيد تا که باروتش نخيسيده

نارنجکم گل‌دان زيبايي و يعني که
در ذهن من نارنجکي آماده خوابيده

آماده با پوتين و فانسخه و سر نيزه
با يک نوار از واژه که بر سينه پيچيده

 

 

هادي خوانساري

1382

 از تظاهرات تک نفره

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی خوانساری -4, | بازديد : 192