تبلیغات اینترنتیclose
به آن زن زيباي شاليکار در کامبوج( هادی خوانساری )
پیچک ( هادی خوانساری )
شعر و ادب پارسی

هادی خوانساری

صبحي کنار ساحل دريا شروع شد
صبحي به رنگِ آبيِ روشن، پر از اميد



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


با تبريک روز زن
(اعلان عشق)

**

به آن زن زيباي شاليکار در کامبوج
آن زيباي صورت زخمي در کابل

و آن زن سينه بريده در سودان
به آن زن زيباي معدن‌چي در اکوادرو

آن زيباي کولي در سويل
و آن زن غربتي در انديمشک

به آن زن زيباي فاحشه در مکزيکو
آن زن زيباي پليس در هاوانا

و آن زن مهاجر در پاريس
به آن زن زيباي قاتل در روزنامه

آن زيباي لر در سينما
و آن شاهزاده‌ي زيبا در عصر باستان

من در اين ساعت و در اين مکان
بدون ترس از هيچ مردي

به تمام زنان زيباي عالم
اعلان عشق مي‌دهم

دورغ نمي‌گويم
هر چند آن‌ها را نديده باشم

يا زبان‌شان را ندانم
هرچند زنده باشند يا نباشند

هرچند به دنيا آمده يا نيامده باشند
سياه، سفيد يا دورگه

زرد، سرخ يا هرچه باشند
فقير يا دارا
حتا اگر پير

به جواني‌شان اعلان عشق مي‌دهم
به هر دادگاهي مي‌آيم

و شهادت مي‌دهم
با آن‌ها آشنا باشم يا نباشم

چشمان‌شان با سرمه يا بدون سرمه
کيف و کفش‌شان را از شانزليزه

خريده باشند يا سيد‌اسماعيل
قلب‌شان از طلا باشد يا سنگ

مسلمان يا يهودي
مسيحي يا بودايي
لباس‌هايشان دکلته يا ماکسي

چه فرق مي‌کند
عطرشان ژيونژي يا دولجي گابانا

من تنها اعلان عشق مي‌دهم
حلاجم بر سر دار

اگر نگذارند زنده بمانم
باشم يا نباشم
بميرم يا بمانم

من در هر ساعت و در هر مکان
به تمام زنان زيباي عالم

اعلان عشق مي‌دهم
اعلان به زنانگي و زيبايي
و دشمني با سياست

 

هادي خوانساري

... 1379-1390
از مجموعه(از آفريقا سياه ديده مي شويم)

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی خوانساری -4, | بازديد : 190