تبلیغات اینترنتیclose
بعد از شب و تنفس مصنوعي( هادی خوانساری )
پیچک ( هادی خوانساری )
شعر و ادب پارسی

هادی خوانساری

صبحي کنار ساحل دريا شروع شد
صبحي به رنگِ آبيِ روشن، پر از اميد



نوشته شده در تاريخ جمعه 4 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

به نام خداوند شهيدان و راستگويان
تنفس مصنوعي

*

بعد از شب و تنفس مصنوعي
معني زندگي ،سر قرضي را

صد بار به ماه گفتم اما حيف
حال گل سرخ همچنان بد بود

داروي بيهوشي گلها چيست؟
ماه برشته باز تبش بالاست

ما خسته از تنفس مصنوعي
ما خسته از سکوت مترسکها

با جيب هاي از شکر پرمان
ما سمت اعتصاب غذا رفتيم

ديواره ي رسوبي رگهايم
آغشته ي جنون و پر از مين بود

هرگز مسير پاک نخواهد شد
با تيغ و لايروبي رگهامان

ديگر به جراحي نيازي نيست
وقتي که راه را نبري جايي

خودکار تو مسلسل تو چتر و..
اين قلب من انبار باروت است

عقده شبيه يک سرطان در من
ما سمت انتحار و جنون رفتيم

با دستمال خيس به پيشاني
ماه برشته باز تبش بالاست

با جيب هاي از شکر پرمان
ما سمت اعتصاب غذا رفتيم

 

هادي خوانساري

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی خوانساری -7 , | بازديد : 282