تبلیغات اینترنتیclose
اسبان وحشي در دل آتش رها عشق( هادی خوانساری )
پیچک ( هادی خوانساری )
شعر و ادب پارسی

هادی خوانساری

صبحي کنار ساحل دريا شروع شد
صبحي به رنگِ آبيِ روشن، پر از اميد



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 مهر 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 


خواستم چيزي راجع به غزل اسپانيا بنويسم که ..
اسپانيا

**

اسبان وحشي در دل آتش رها عشق
آتش گرفته يالشان در بادها عشق

ميدان مهيا تو لباس رقص در تن
ميدان پر است از زخمي و خون و خدا عشق

باور ندارم دست‌هاي عاشقت را
حتا اگر با من برقصي پا‌به‌پا عشق

من کولي آواره‌اي گيتار در دست
اسپانيا، اسپانيا، اسپانيا عشق

موهاي خود را با گل لادن بپوشان
روبان بزن آماده شو حالا بيا عشق

حالا اِمِليا نو زاپاتا تويي تو
در هر کجاي اين جهان من يا شما عشق

حتا هنوز اسب تو در هر کوه زنده است
اسطوره‌ي آزادي انسانِ با عشق

خاکستر تو شعله‌ي عشق است انگار
اِرنستو گوارا دلاسرنا کوبا عشق

اصلا تو نلسون نه خداوند سياهان
اصلا خود رنجي تو از سلول تا عشق
?
بالاي تپه زير نور ماه خونين
اعدام دسته‌جمعيِ پروانه‌ها عشق

حالا همه چيز مرا از من بگيران
نان و هوا و زندگي جز بوسه را عشق

 


.هادي خوانساري

1378

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار هادی خوانساری -1, | بازديد : 212