پیچک ( هادی خوانساری )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- محيط صفحه‌ي ساعت، مدار عقربه‌ها ( هادی خوانساری )
- آفتاب آرامي در مه مي وزيد و من( هادی خوانساری )
- چيزي جز از نامي که ندارم( هادی خوانساری )
- تاريخ را زنان کوچکي مي سازند ( هادی خوانساری ) ...
- گاه دل‌تنگي گلويم و گاه باران يقه‌ام را(هادی خوانساری )
- زنهاي بسياري حسادت مي کنند آري( هادی خوانساری )
- فنجان قهوه، نيمه‌ي ليمو، گلي سپيد( هادی خوانساری )
- من کارگر بودم، در معدني تاريک( هادی خوانساری )
- بانو به ما نشان دادي انسان بهتري باشيم ( هادی خوانساری )
- معشوقه اي ديوانه تر ( هادی خوانساری )
- روزي من خواهم مُرد و اين خانه( هادی خوانساری )
- بارها در عشقمان خيانت کرده‌ام ( هادی خوانساری )
- بعد از شب و تنفس مصنوعي( هادی خوانساری )
- اين اتفاق عجيبي نيست ( هادی خوانساری )
- بر اين کلاوياي شکسته قدم بزن آرام( هادی خوانساری )
- کلمات تو يک گل سرخ است( هادی خوانساری )
- زنان زيادي مرا به قتل رسانده اند( هادی خوانساری )
- نه نه نه نه اين راز را نمي‌توانم ( هادی خوانساری )
- دوست داشتنت مثل خريدن هر روز عطر تازه‌ايست( هادی خوانساری )
- وقتي که چشمهايت بدون سرمه و لبهايت( هادی خوانساری )
- هر شب زنان زيادي با روياي من مي خوابند( هادی خوانساری )
- جهان دهکده‌اي، اضطراب انسان‌ها ( هادی خوانساری )
- بيا تا تو دسته هاي سينه زن گريه کنيم( هادی خوانساری )
- با تو پاي زني را به شعر جهان باز مي کنم( هادی خوانساری )
- گاهي برايت گريه، گاهي بي‌تو مي‌خندم( هادی خوانساری )
- چه‌قدر بد شده‌اي تو‌! چه‌قدر بد شده‌اي‌( هادی خوانساری ) ...
- زيبايي‌ات ستاره‌ي سرخي است در فلق( هادی خوانساری )
- اگر توان برافراشتن پرچمي را نداريد( هادی خوانساری )
- تا کي من از تو شعر بنويسم و مردان ( هادی خوانساری )
- در رگ‌هاي من اورانيوم غني شده جريان دارد ( هادی خوانساری ) ...
- نخجوان و تو فتح کردي خانم( هادی خوانساری )
- من با تمام جهان مي جنگم( هادی خوانساری )
- تو مي‌توانستي زني در کلکته باشي( هادی خوانساری )
- تو هزاران زني با هزار چهره و يک گذرنامه(هادي خوانساري)
- به شادي سرزمينم که مستدام باد..... ( هادی خوانساری )
- به زندان که مي‌افتم فحش که مي‌شنوم ( هادی خوانساری )
- من اگر رئيس جمهور مي شدم( هادی خوانساری )
- کلام پاک به سمت خدا مي‌وزد ( هادی خوانساری )
- به آن زن زيباي شاليکار در کامبوج( هادی خوانساری )
- قطعا لياقت اين شعر رانخواهي داشت ( هادی خوانساری )
- روي شيشه دست مي‌کشم بخار مي‌رود( هادی خوانساری )
- در دست من نارنجکي آرام خوابيده( هادی خوانساری )
- وتنم را تا مي کنم و در اين چمدان( هادی خوانساری )
- اندک ترسم از جان و بسيار وحشتم از تسليم( هادی خوانساری )
- چه باک اگر که ساعتي و يا سالي ( هادی خوانساری )
- خواست تا آن خانه قديمي( هادی خوانساری )
- زيبايي‌ات مبناي تاريخ جديدي‌ است( هادی خوانساری ) ...
- امشب تو شبيه يک پري خواهي شد( هادی خوانساری )
- صبحي که از آغوش محبوبم برخاسته( هادی خوانساری )
- عشق‌بازي من و تو پشت پرتقال‌ها(هادی خوانساری )
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد